Friday, 20 October 2017
جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶

پیامبر اسلام در سایه وحی راه درست زیستن را برای انسانها نشان داد و این دستورات،  اسلام ناب محمدی نام گرفت. اهل بیت پیامبر گرامی اسلام با سیاست هایی که در زمان حیاتشان اقضاء می کرد. از اسلام  حمایت نمودند. تااینکه هر یک به طریقی شهادت را بجان خریدند.تولد علی بن موسی الرضا بهانه ای شد. تا در مورد زندگی امام هشتم و گامهایی که امام برا ی تحقق اسلام و مذهب شیعه برداشته است را هر چند مختصر بررسی کنیم.

به گزارش " مینوخبر " ، فعالیت‌های فرهنگی امام رضا علیه السلام در عصر خودش بسیارگسترده است. شیعیان هم یک دست نبودند، اوج انحراف و تفرقه در بین شیعیان در همین دوران است. جریان‌هایی مانند غلات ، مفوّضه، واقفیه ، اسماعیلیه ، زیدیه و مدعیان امامت وجود داشتند. حضرت در برخورد با هریک از این گروه‌ها، ضمن تبیین امامت خود سعی می‌کرد آنان را به حق رهنمون سازد. حضرت در مدینه بود و با مسافرت‌هایی که به کوفه و بصره و شهرهای عراق داشت با شیعیان این مناطق از نزدیک تماس داشت و حقایق را مستقیم به گوش آنان می‌رساند. مامون می خواست با نیرنگ امام را و کل مذهب تشیع را دگرگون کند. اما امام هشتم با تدبیری الهی بر مأمون فائق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی ای که خود به وجود آورده بود، به طور کامل شکست داد. و نه فقط تشیع، ضعیف یا ریشه کن نشد بلکه حتی سال دویست و یک هجری، یعنی سال ولایتعهدی آن حضرت، یکی از پربرکت ترین سال های تاریخ تشیع بود و نفَس تازه ای در مبارزات علویان دمیده شد. این همه،  به برکت تدبیر الهی امام هشتم و شیوه حکیمانه ای بود که آن امام معصوم در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد.

درایت امام بر ولیعهدی و  تعیین  شروط

مأمون می خواست  امام را از میدان مبارزه انقلابی به میدان سیاست بکشاند و بدین وسیله کارایی نهضت تشیّع را صفر برساند. مأمون با این کار به همه شیعیان،  ثابت می کرد .که ادعای غاصبانه و نامشروع بودن خلافت تش یک حرف بی پایه است .چون علی بن موسی الرضا (ع) با ورود در آن دستگاه و قبول جانشینی مأمون، او را قانونی و مشروع می کرد.پس خلفای گذشته هم مشروع می شدند .

درایت امام بر ولیعهدی تعیین  شروط،  بیشتر آشکار شد. ازمأمون چند تعهد را طلب کرد. به این صورت که  امام هرگز کسی را بر مقامی انتخاب نکنند. و نه کسی را عزل کنند. هیچ رسم و سنّتی را نقض نکرده،  فقط  از دور، مشاور در امر حکومت شود. بنابراین ، امام هرگز حاضر نبود. تصمیم‌های قدرتِ حاکمه را عملی سازد. امام با این کار، نه تنها پیشنهاد خلافت و ولایت عهدی را ردّ کرد؛ بلکه پس از اجبار به پذیرفتن آن، با قبولاندن این شروط به مأمون، خود را در عمل از صحنه سیاست به دور نگاه داشت.

شکست مامون در سیاست بازی با امام (ع)

مامون شکست خورده بود و اینبار به روش های دیگر روی آورد از قبیل  شایعه پراکنی و نقل سخنان دروغ از قول امام از جمله این ناگهان در مرو شایع شد که علی بن موسی همه مردم را بردگان خود می داند.و...

تشکیل مجالس مناظره با هر آن کسی که  فکر می کرد می تواند بر امام غلبه کند. مأمون در صدد بر آمد که هر متکلم و اهل مجادله ای را به مجلس مناظره با امام بکشاند، شاید یک نفر در این بین بتواند.بر امام پیروز شود. امام را مجاب کند. هرچه تشکیل مناظرات ادامه می یافت قدرت علمی امام آشکارتر می شد و مأمون نا امید .

بنابر روایات، یک یا دو بار توطئه قتل امام به وسیله نوکران و ایادی خود را ریخت و یک بار هم حضرت را در سرخس به زندان افکند، اما این شیوه ها هم نتیجه ای جز جلب اعتقاد همان دست اندر کاران به رتبه معنوی امام  چیز دیگری حاصل نشد. مامون درماند و خشمگین بدون هیچگونه واسطه ای امام را مسموم کرد.

خود امام از هر فرصتی، اجباری بودن این منصب را به گوش این و آن می رساند، همواره می گفت من تهدید به قتل شدم تا ولیعهدی را قبول کردم. امام در همان حال که نام ولیعهد داشت و قهراً از امکانات دستگاه خلافت نیز برخوردار بود.  چهره ای به خود می گرفت که گویی با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است،

فلسفه سیاسی امام رضا(ع) که یک فلسفه جامع است باید ارائه شود و همین بهترین راه برای تولید علم دینی و تحول در علوم انسانی است . ما بهترین منابع فلسفه سیاسی را در اختیار داریم و دولتمردان ما می توانند از این فلسفه استفاده کافی را ببرند.

منبع: کاوش نیوز _ رقیه بشارت نیا

انتهای پیام/

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید