Thursday, 25 April 2019
پنجشنبه, ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
شناسه خبر: 1284

0cvhghdhthtdf30487اشاره

بعد از کودتای 28 مرداد 1332، آمریکا مهمترین متحد ایران شد. این اتحاد، باعث وابستگی روزافزون ایران به آمریکا و آغاز سلطه گری آن کشور در ایران گردید. به قدرت رسیدن جیمی کارتر در آمریکا، به شکل بسیار واضحی به شعار انتخاباتی او، یعنی «سیاست حقوق بشر»، پیوند تنگاتنگی دارد.

 

با مطرح شدن این سیاست از سوی او، فصل تازه ای در روابط آمریکا و ایران دوران پهلوی گشوده شد. قبل از روی کار آمدن کارتر، اتهاماتی در زمینه های مختلف از جمله فساد داخل دولت، اختناق و سرکوب ساواک و عدم احترام به مذهب اکثریت مردم در ایران، به رژیم شاه وارد بود و تقاضا برای ایجاد فضای باز سیاسی و احترام به قانون اساسی از سوی مردم وجود داشت. از آنجایی که دوران ریاست جمهوری کارتر، مقارن با آزاد شدن نیروی مخالفان در ایران و پایان رژیم پهلوی است، عده ای بر این عقیده هستند که به دلیل روابط تنگاتنگ دو کشور سیاست حقوق بشر کارتر تأثیر مستقیمی بر سقوط رژیم پهلوی داشته است. این که سیاست مورد نظر چگونه و در چه فضایی مطرح شد و چه بازخوردی در ایران داشت، سئوالی است که سعی می شود در این نوشتار به آن پاسخ داده شود. در قسمت اول، درباره فضای سیاسی قبل از انتخابات در آمریکا و سیاست خارجی کارتر توضیحاتی ارائه می شود. در قسمت دوم، نگاهی به سیاست خارجی کارتر در قبال ایران و واکنش شاه به انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا داریم و در قسمت آخر، رویکردی که کارتر، شاه و انقلابیون به حقوق بشر داشتند مورد بررسی قرار می گیرد.

فضای سیاسی قبل از انتخابات سال 1976 در آمریکا

انتخابات ریاست جمهوری در بسیاری از کشورها متأثر از وضع سیاسی جهان است. بالطبع، انتخابات سال 1355 ش/1976 م در آمریکا نیز از حوادث مهم خارجی و داخلی زمان خود تأثیر پذیرفت.(1) در زیر به بررسی این وقایع می پردازیم.

الف)شکست آمریکا در ویتنام

آمریکا بعد از شکست در ویتنام، وجهه ی بین المللی خود را تا حدی از دست داده بود.(2) نتیجه ی جنگ، معرفی آمریکا در دنیا به عنوان یک قدرت متجاوز و جنگ طلب بود. بنابراین، لازم بود بازگشتی به سیاست های بشردوستی و طرفداری از دموکراسی صورت بگیرد.(3)

ب)کنفرانس هلسینکی

در این کنفرانس که در سال 1354 با شرکت 35 دولت برگزار شد، تصمیمات مهمی درباره اجرای مقررات حقوق بشر در جهان اتخاذ گردید (4) با جو مساعدی که در زمینه توجه به حقوق انسانی و نوع دوستی پیش آمد، سیاست حقوق بشر پاسخی به افکار عمومی جهانی بود.(5)

ج)رسوائی واترگیت (6)

در پایان اولین دوره ریاست جمهوری نیکسون، فاش شد او در جریان مبارزات انتخاباتی، فعالیت های سیاسی و انتخاباتی حزب رقیب را به طور غیرقانونی رصد می کرده است. این حادثه رسوایی واترگیت نام گرفت و موجب استعفای نیکسون شد.(7) یکی از پیامدهای آن، از بین رفتن اعتماد مردم به نهاد ریاست جمهوری بود.(8) از آنجا که نیکسون یک جمهوری خواه بود، این ماجرا به حزبش ضربه زد و راه را برای روی کار آمدن فردی از حزب دمکرات هموار نمود.(9)

سیاست خارجی کارتر

کارتر مدعی بود می خواهد اخلاقیات را وارد صحنه بین المللی سازد و آن را ناشی از باورهای مذهبی خود می دانست.(10) او در این زمینه بر ارزش های بنیادین آمریکایی تکیه کرد و برخی روش های سابق در سیاست خارجی را تا حدی دگرگون ساخت.(11) می توان گفت در سیاست خارجی مدعی حمایت از گسترش صلح و ثبات بود و تشدید جنگ سرد با کمونیسم، همانند دمکرات های قبل از خود جان. اف. کندی و لیندون. بی. جانسون، علاقه نداشت.(12) کارتر دکترینی ارائه داد که به «سیاست حقوق بشر» معروف گردید. این سیاست، دارای دو بُعد سیاسی و نظامی بود:
بُعد سیاسی آن، نمایش احترام و رعایت حقوق انسان ها و عدم حمایت آشکار از حکومت هایی بود که علناً حقوق بشر را نقض می کردند؛ و بُعد نظامی آن، تظاهر به محدودیت فروش اسلحه به کشورهایی بود که از لحاظ رعایت حقوق بشر خوشنام نبودند. در نزد کارتر این دو هدف لازم و ملزوم یکدیگر بود. برای اثبات توجه به حقوق بشر باید سیاست های فروش اسلحه را تغییر می داد.

توجه به حقوق بشر

همان طور که گفته شد، کارتر در مسائل مربوط به سیاست خارجی خود را پایبند به اخلاقیات نوینی نشان می داد. «او اعلام کرد که هر سیاستی که دیکتاتوری را تقویت کند و یا موجب افزایش پناهندگان شود، هر سیاستی که نارضایتی مردم را برانگیزد و به عدالت اجتماعی لطمه زند، موجب تضعیف اقتدار ایالات متحده خواهد شد.» (13) کارتر بقدری به این مسئله اهمیت می داد که در سال 1977م/1356 ش گفت: «حقوق بشر، روح سیاست خارجی ماست.» (14) به نظر می رسید که این جمله قرار بود ضامن اجرایی حقوق بشر باشد. درباره ی ارتباط حقوق بشر در روابط آمریکا با کشورهای دیگر، کارتر در مراسم تحلیف خود در 20 ژانویه 1976 گفت: «اخلاقیات ایجاب می کند که برای جوامعی ارجحیت قائل شویم که در رعایت حقوق بشر با ما سهیم هستند.» (15) اما به نظر می رسد دخالت آمریکا در کشورهایی که با بحران دموکراسی و حقوق بشر روبرو بودند، با انگیزه ی سیاسی بهره جویانه همراه بوده است.(16) توجه او به مسئله حقوق بشر، بیشتر توجیه سیاسی داشت. «دولت کارتر استدلال می کرد که هم پیمانان آمریکا در جوامع جهان سوم در واقع با ترویج حقوق بشر خود را از نظر سیاسی قوی می کنند». (17)

سایروس ونس
 

محدودیت فروش اسلحه

یک بخش مهم از تأکید بر حقوق بشر، تبلیغات وسیع برای محدودسازی معاملات تسلیحاتی آمریکا بود.(18) کارتر، برای این که خود را در اجرای آن مصمم نشان دهد، برنامه ی محدودیت فروش اسلحه را اعلام نمود. او در نطق افتتاحیه اش گفت «هدف نهایی اش برداشتن سلاح های هسته ای از روی کره زمین است.» وی می خواست نشان دهد که به سرعت به محدود کردن فروش سلاح می پردازد و حتی اگر هم نتواند تکیه آمریکا بر تجارت اسلحه را از بین ببرد، حداقل از آن می کاهد، و نمی خواست آمریکا تاجر سلاح جهان باقی بماند.» (19)
در سیاست های اعلام شده تبلیغاتی قرار بود کشورهایی که حقوق بشر را نقض می کردند از مزایای روابط نظامی و دیپلماتیک آمریکا محروم شوند.(20)

سیاست خارجی کارتر در قبال ایران

سیاست خارجی کارتر برای ارتباط با ایران اتخاذ کرد، منهای ابعاد تبلیغاتی مسئله حقوق بشر و محدود شدن فروش اسلحه، تغییر چندانی نکرد. ونس در این باره می گوید: «اصول سیاست حکومت کارتر در رابطه با ایران مبتنی بر سیاست کلی آمریکا در ایران طی سال های بعد از جنگ دوم جهانی بود.» (21) «اما در روابط فیمابین، در دو مورد حقوق بشر و فروش اسلحه به ایران ما نظریات متفاوتی نسبت به حکومت های گذشته داشتیم.» (22) برنامه ی آمریکا در این مقطع این بود که «به سود اصلاحات در ایران تلاش هایی به خرج دهند و سعی کنند رعایت حقوق بشر را با ادامه ی مناسبات سودمند با تهران تلفیق کنند...» (23) می توان گفت سیاست خارجی کارتر در برابر ایران، از تلفیق سیاست خارجی جدید او و سیاستی که سالها از سوی آمریکا در برابر ایران اعمال می شد، ساخته شد. اینها تعهدات متناقضی بودند که کارتر در برابر ایران بر عهده گرفت.(24) به زودی منافعی که آمریکا در ایران جستجو می کرد، مهم تر از سیاست حقوق بشر تلقی شد.
ونس، چهار دلیل برای ادامه ی سیاست سابق آمریکا در قبال ایران ذکر می کند:
1.با در نظر گرفتن خلیج فارس به عنوان منبع نفت، ایران عامل مهمی در ثبات منطقه است.
2.ایران به وسیله قدرت نظامی که در اختیار دارد باعث تأمین امنیت کشتی های حامل نفت در خلیج فارس می شود.
3.با قدرتی که ایران دارد، می تواند مانع خوبی در برابر «مقاصد توسعه طلبانه ی شوروی» باشد.
4.نفوذ ایران در سازمان اوپک تأثیر مستقیمی بر اقتصاد آمریکا دارد.(25)
اینها تقریباً همان سیاستی بود که کارتر قبل از ورود سولیوان به ایران برای او تشریح کرد.(26) کارتر و تیمی که با او کار می کردند به اهمیت ایران برای آمریکا واقف بودند. با این حال در ابتدای کار مایل نبودند از اهداف سیاست خارجی اعلام شده خود آشکارا صرفنظر کنند. قرار شد رابطه استراتژیک آمریکا با ایران حفظ شود و در عین حال، آن دو هدف هم در جای خود در ایران پیگیری شود.(27) با توجه به ژست نگرانی کنگره راجع به وضعیت حقوق بشر در ایران، در صورت ادامه این کنگره و افکار عمومی در آمریکا مشکلاتی در روابط استراتژیک با ایران ایجاد می کردند. در آمریکا، کارتر و مشاورانش از عکس العمل شاه آگاه بودند. با وجود این، عدم رعایت اصول حقوق بشر در ایران را، مانعی در روابط دو کشور قلمداد نمی کردند.(28) ونس می گوید: «ما نمی خواستیم از این موضوع به عنوان یک حربه ی سیاسی استفاده کنیم.»(29) «نیکسون، فورد و کیسینجر معتقد بودند اعمال فشار به شاه به خاطر اصلاحات داخلی، به طور خطرناکی به استراتژی عمده آمریکا لطمه می زند». (30) کیسینجر در این باره معتقد بود: «هنگامی که سیاست بیش از حد اخلاقی شود ممکن است جنبه ی رویایی و خطرناکی به خود بگیرد...» (31) در مقابل، کارتر اعتقاد داشت سیاست وی مانع بروز انقلاب در کشورهای وابسته به آمریکا است.(32) کارتر، از وجود شکنجه و آزار و اذیت مخالفین سیاسی به دست ساواک و به طور کلی اوضاع داخلی ایران مطلع بود.(33) او در مرحله ی آخر تبلیغات انتخابات اعلام کرد آمریکا باید برای حفظ آزادیهای سیاسی و اجتماعی مردم ایران تلاش کند.(34) این برخوردها از چشم تیزبین گروهی از مخالفان شاه دور نمی ماند. آنها به این اخطارها توجه داشتند مهدی بازرگان در جایی گفته بود، اعلام سیاست حقوق بشر کارتر برای وی و همفکرانش قوت قلب و مایه ی دلگرمی بوده است.(35) با این که مخالفان از این فرصت بهره برداری کردند اما اکثراً به صداقت آمریکا و کارتر اعتقاد نداشتند و حتی یکی از دلایلی که منجر به انقلاب شد مخالفت آنها با وابستگی شاه به آمریکا بود.(36) هدف کارتر، هر چه که بود، برخی مخالفان را امیدوار ساخت که او اجازه نخواهد داد در ایران اعمالی مخالف و در تضاد با حقوق بشر صورت بگیرد.(37) کارتر گمان می برد عدم رضایت در ایران، در اصل، منشأ اقتصادی دارد و با بالا رفتن سطح زندگی، گروه های مخالف در پی مشارکت در امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورشان هستند.(38)

واکنش شاه به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

شاه قبل از این که از برنامه ی انتخاباتی کارتر آگاه شود، نسبت به روی کار آمدن او حساس بود. سابقه ی روابط ایران و آمریکا در حکومت شاه و شناختی که او نسبت به دو حزب دمکرات و جمهوری خواه در کشور آمریکا داشت، باعث می شد او جمهوری خواهان را به دمکرات ها ترجیح بدهد.(39) او سابقاً با جان. اف. کندی دمکرات دچار مشکل شده بود و می ترسید کارتر هم مثل کندی از او تقاضای اصلاحات بکند.(40) شاه، آشکارا از این که جرالد فورد در انتخابات بر کارتر پیروز شود، اظهار خوشحالی کرده بود.(41) اکثر کسانی که در آن روزها در ایران بر مسند کار بودند، از نگرانی شاه نسبت به انتخابات آمریکا اطلاع داشتند. از جمله هوشنگ انصاری (وزیر وقت امور اقتصادی و دارایی) طی ملاقاتی در اواسط مرداد 1355 به پرویز راجی، سفیر شاه در لندن، گفت: «اعلیحضرت نگران است مبادا جیمی کارتر افکاری مشابه نظرات کندی در سر بپروراند و ترجیح می دهد فورد دوباره رئیس جمهور آمریکا شود.» (42) شاه سعی خود را به کار گرفت تا جرالد فورد، رئیس جمهوری که بر سر کار بود، پیروز شود.(43) او حتی برای این که جرالد فورد در حین انتخابات به دردسر نیفتد، از افزایش قیمت نفت جلوگیری کرد.(44) در راستای کمک به ریاست جمهوری فورد، اردشیر زاهدی از سوی شاه وظیفه داشت با تزریق پول به ستاد تبلیغات فورد، شرایط روی کار آمدن او را فراهم نماید.(45) بعد از انتخابات، در محافل سیاسی آمریکا شایع شد که این مبلغ حدود صد و بیست میلیون دلار بوده است.(46) زاهدی، بعدها تلویحاً بر این امر صحه گذارد.(47) در این مدت شاه مرتباً در حال یادآوری اهمیت ایران برای آمریکا بود و چند روز قبل از انتخابات در آمریکا، در سوم آبان، در این باره گفت: «در عین حال که انتخابات آمریکا تأثیری بر مناسبات دو کشور نمی گذارد، با این حال، هیچ قدرتی نیست که بتواند چیزی را به ایران تحمیل کند».(48)
بعداز انتخابات، شاه که از روی کار آمدن کارتر ناراحت شده بود، (49) سعی کرد خلاف آن را نشان دهد. وقتی در مصاحبه با یک مجله آمریکایی به تاریخ 23 دی 1355 از او پرسیدند: «آیا شاهنشاه تصور می کنند که با حکومت کارتر کنار بیایند؟» (50) شاه جواب داد: «ما در گذشته یعنی از زمان پرزیدنت هری ترومن، با دیگر حکومت های دمکرات کنار آمده ایم و مخصوصاً با لیندون جانسون مناسبات نزدیکی داشتیم... ما در کنگره آمریکا دوستان بسیاری داریم و از آنچه که به ما می گویند چنین برمی آید که ما می توانیم در حقیقت با حکومت کارتر همکاری داشته باشیم.» (51) این عکس العمل، از ضعف شاه و وابستگی اش به آمریکا ناشی می شد. وی سعی کرد با شرایط کنار بیاید.

رویکرد کارتر، شاه و انقلابیون به حقوق بشر

از اواخر سال 1354، اولین اعتراض ها به نقض حقوق بشر، شکنجه ی زندانیان و نقض حقوق مدنی در ایران از سوی سازمان عفو بین الملل، کمیسیون بین المللی قضاوت، و کمیسیون بین المللی حقوق بشر وابسته به سازمان دفاع از حقوق بشر ابراز شد.(52) در همین اوان، در نامه سرگشاده ی علی اصغر حاج سیدجوادی، در 27 بهمن 1354، دولت به فساد و ایجاد خفقان در جامعه متهم شد.(53) کم کم، نشریات معتبر خارجی به انتقاد از شکنجه های ساواک و عملکرد سرکوبگرانه ی پلیس گشودند.(54) در همین زمان در کنگره ی آمریکا نسبت به فروش اسلحه ی پیشرفته به ایران تردیدهایی بروز یافت.(55) ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران، تأیید می کند که حکومت ایران در آن زمان از شهرت خوبی برخوردار نبود.(56) شاه سعی کرد نسبت به فشارهای خارجی، که از سال 1354 نسبت به حکومتش آغاز شد، از خود کمی انعطاف نشان دهد. چون نمی خواست منافعی که در ارتباط با آمریکا و غرب داشت به خطر بیفتد و تصویری که با خرج مبالغ زیادی صرف مصلح نشان دادن خود و مدرن نشان دادن کشور کرده بود، مخدوش بشود.(57) در حقیقت، شاه اصلاحاتی کوچک، به خصوص در جهت کاستن از خشونت را آغاز کرده بود که کارتر رئیس جمهور گردید.(58) با وجود این، برخی معتقدند سیاست حقوق بشر کارتر به طور غیرمستقیم در شکل گیری فضای باز سیاسی در ایران بی تأثیر نبود.(59)
ریچارد هلمز، سفیر سابق آمریکا در ایران، در یک ارزیابی سیاسی پیش بینی کرد به علت تغییراتی که ممکن است در آینده صورت بگیرد، امکان ایجاد تصادم و اصطکاک در روابط دو کشور وجود خواهد داشت.(60) از همان موقعی که کارتر کاندیدای ریاست جمهوری شد و پس از آن، در روزهای اولیه ی حکومتش، کشورهایی که وابسته و متحد آمریکا بودند و در عین حال سابقه ی خوبی در زمینه حقوق بشر نداشتند، نگران شدند.(61) شاه نیز از این قاعده مستثنا نبود. صراحتی که کارتر در ابتدای روی کار آمدن در دفاع از حقوق بشر از خود نشان داد و مصمم نشان دادن او در به اجرا درآوردن آن و اعلام این که از حکومت های ناقض حقوق بشر، حمایت و پشتیبانی نخواهد کرد بر نگرانی شاه افزود.(62) ونس بسیار شفاف، نگرانی و عدم رضایت شاه را از وضع موجود بازگو کرده است: «... مسائل مربوط به حقوق بشر از آغاز حکومت کارتر همواره بین ما و حکومت شاه مورد بحث بوده و موجب کدورت هایی شد. شاه از تأکید ما درباره ی این موضوع ناراحت بود و از اینکه بعضی از مقامات حکومت جدید آمریکا از جمله شخص پرزیدنت کارتر او را به چشم یک مستبد و ستمگر می نگرند خشمگین به نظر می رسید. شاه همچنین از انتقادات تندی که در مطبوعات آمریکا و کنگره آمریکا از وی به عمل می آمد عصبانی بود و نمی توانست قبول کند که این انتقادات لزوماً منعکس کننده ی نظریات دولت آمریکا نسبت به وی نیست.» (63)
از سال 1976 م/1355 ش، ضرورت تغییر فضای سیاسی از سوی مشاوران به شاه تأکید شد.(64) «شاه و نزدیکترین مشاورین او تا اواسط سال 1976 تصمیم گرفتند که شکستن دایره ی گردش خشونت، سرکوبی رژیم و تروریسم مخالفین، ضروری است.» ( 65) شاه به چند دلیل سیاست خود را تغییر داد. او متوجه شده بود سیاست سرکوب علاوه بر زیان بار بودن، دیگر فایده و کارآمدی ندارد. با در پیش گرفتن روش بازتر و لیبرال تر، او می خواست شرایط را برای روی کارآمدن پسرش فراهم نماید. روش های سرکوب او، موجب واکنش هایی در سطح بین المللی شده بود و توجه جهانیان را به خود جلب کرده بود. بنابراین به توصیه ی مشاوران مسن خود سعی کرد از تکنوکرات های جوان و لیبرال بهره بگیرد. روی کارآمدن کارتر در آمریکا او را به تغییر سیاست های سابق مصمم تر ساخت.(66)
سفارت آمریکا در 1976 م/1355 ش، طی گزارشی اعلام کرد شاه از نظر عقلی دادن کمی دموکراسی را پذیرفته؛ اما نه از نوع اروپایی و آمریکایی اش. در کنار آن، شاه هنوز اعتقاد داشت آمریکا به دلیل نیازهایی که به ایران دارد نمی تواند زیاد او را تحت فشار قرار دهد.(67) همچنان که خود شاه اذعان داشت «تحقق مشارکت، اجرای اصل عدم تمرکز، تفویض مدیریت امور عمومی به مردم، انجام انتخابات آزاد در همه سطوح، می بایست در چارچوب مشروطه ی سلطنتی جامه ی عمل بپوشد.» (68)
در خردادماه 1355، شاه تصمیم گرفت تعدادی از زندانیان را به مناسبت آغاز پنجاهمین سال سلطنت پهلوی آزاد نماید.(69) در اواخر خرداد 682 نفر (70) و در اواخر مرداد 307 نفر دیگر آزاد شدند.(71) نزدیک به این زمان، ویلیام باتلر، عضو کمیسیون بین المللی حقوقدانان و رئیس انجمن آمریکایی حقوقدانان، اعلام کردند: «در ایران حقوق بشر را ساواک نقض می کند.» (72)
شاه در ابتدا حاضر به واگذاری امتیازهای بیشتری نبود. استدلال او، ادعای رضایت مردم از او و حکومتش بود. او طی مصاحبه ای در 27 تیر 1355 گفت: «تمرکز قدرت در دست من به خواست مردم ایران است.» (73) راجی، سفیر ایران در لندن، در ملاقاتی با شاه سعی کرد او را ترغیب کند تا با بازدید افرادی از عفو بین الملل از زندان های معینی موافقت کند. تا این زمان هر گونه تماس با این سازمان ممنوع بود.(74) شاه در جواب به راجی گفت: «اگر در را باز کنیم توقعشان بالا می رود.» (75) این نشان می دهد شاه تا جایی که امکان داشت، حاضر نبود در راستای آزادی و دموکراسی قدم بردارد و شرایط او را مجبور به این کار نمود.
در آمریکا، انتقاد از حکومت شاه کم کم آغاز شد. در اوایل آبان 1355، کاوش هایی درباره عملکرد ساواک در آمریکا شروع شد.(76) در 12 آبان همین سال کارتر به ریاست جمهوری آمریکا رسید.(77) گزارش های مختلفی در زمینه وضعیت بد حقوق بشر در ایران منتشر شد. دفتر حقوق بشر وابسته به وزارت امور خارجه، به اعمال ساواک انتقاد و وضعیت حقوق بشر در ایران را در حد بد ارزیابی کرد.(78) آندرو یانگ، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، که با کارتر دوستی نزدیک داشت، بر حقوق بشر تأکید می کرد و اهمیتی که ناظران خارجی برای گفته های او قائل بودند، باعث نگرانی شاه می شد.(79) برخی مقامات آمریکایی در کمیته هایی که در کنگره به نقض حقوق بشر رسیدگی می کرد، شرکت کرده و شهادت می دادند.(80) شاه، اخطارهایی از کارتر، پاتریشیا دری ین، سرپرست دفتر حقوق بشر وزارت امور خارجه و هنری پرشت، متصدی امور ایران در وزارت امور خارجه دریافت کرده بود.(81) «هرچند دولت کارتر، شاه را در زمینه اجرای حقوق بشر، زیر فشار جدی قرار نداد، مع هذا، هواداری دولت جدید آمریکا از اصول حقوق بشر، این باور را در میان گروه های اپوزیسیون تقویت کرد که شاه، به توصیه و دستور واشنگتن مجبور به رعایت حقوق بشر در ایران شده است...» (82)
تقریباً 20 روز از ریاست جمهوری کارتر می گذشت که شاه به دفتر مخصوص خود دستور داد تا بر اعمال دولت نظارت و به بررسی نارسایی های آن بپردازد. به طوری که در طی دو روز 2900 اداره ی بی جا منحل و تعداد کارمندان تقلیل پیدا کرد.(83) «بیانیه سازمان عفو بین الملل در مورد نقض حقوق بشر در ایران انتشار یافت.» (84) پرویز راجی مأموری شد تا پاسخ عفو بین الملل را بدهد.(85) خود شاه در 27 آذر 1355، طی مصاحبه با تلویزیون بی. بی. سی، اعمال شکنجه توسط ساواک را رد کرد؛ با وجود این که عفو بین الملل به تازگی آن را تأیید نموده بود.(86) در اواخر دی همین سال، شاه به برخی افراد اجازه ی مذاکره با عفو بین الملل را، به شرط عدم مصالحه و ندادن هیچ گونه امتیازی، داد.(87)


سفر کارتر به ایران

حرکت بعدی کارتر این بود که طی فرمانی، سقفی برای فروش اسلحه تعیین کرد و نام ایران در لیست فروش نبود. این مسئله باعث برآشفتگی شاه شد.(88) به قول جیمز بیل البته به زودی «جریان اسلحه از سوی آمریکا، افزایش فراوانی یافت» (89)
شاه، آزادسازی زندانیان را همچنان در زمستان 1355 دنبال کرد. در اوایل بهمن 179 نفر زندانی مشمول تخفیف در مجازات شدند.(90) در اواخر بهمن، 441 زندانی مورد عفو قرار گرفتند که از این تعداد 124 نفر، زندانیان سیاسی بودند و با شرط نادم بودن از گذشته خود آزاد شدند.(91) در اواسط اسفند نیز 1165 زندانی آزاد شدند.(92) او «در اسفندماه به صلیب سرخ اجازه داد تا از بیست زندان و حدود 3000 سلول بازدید کند.» در روزهای پایانی اسفند، تلاش اردشیر زاهدی در نجات جان عده ای که از سوی گروهی مسلمان به گروگان گرفته شده بودند، مختصر وجهه ای برای شاه در آمریکا کسب نمود.(94)
«کاهش خفقان و نظارت های پلیسی از اواخر سال 1355 آغاز شد و در تابستان سال بعد به اوج خود رسید.» (95) شاه، تصمیم گرفت همگام با حقوق بشر کارتر، برنامه ی فضای باز سیاسی را مطرح کند. در کنار آن سعی شد در تبلیغات جهانی ایران را رو به توسعه و پیشرفت معرفی کنند؛ (96) و همزمان کوشید امکان هر گونه انتقادی از حکومت خود را با تبلیغ سیاست لیبرالیزه کردن، کاهش دهد.(97) از سوی دیگر، شاه سعی کرد در برابر سیاست حقوق بشر کارتر، سلاح تازه ای به کار ببرد. او طی مصاحبه ای گفت: «... اگر به تاریخ مراجعه کنیم درمی یابیم که ایران از زمان کورش کبیر (یعنی 2500 سال پیش) اولین کشوری بوده است که در راه دفاع از حقوق بشر گام برداشته است.» (98) شاه می خواست نشان دهد که ایران در این زمینه سابقه ی بیشتری دارد. در کنار آن، شاه تعداد زندانیان سیاسی را کمتر از دو هزار نفر اعلام کرد تا به تکذیب آمار و ارقام بیشتری که در این مورد وجود داشت بپردازد.(99) شاه به مرور اقدامات دیگری نیز برای کاستن از فشارهای سیاسی انجام داد.(100) از جمله «کاهش فشار شدید سانسور و تشکیل کمیسیون ها و گروه های تحقیق مختلف برای رسیدن به شکایات و آلام مردم.» (101) «علاوه بر این، رژیم در ده ماه اول سال 1977، از سه گروه حقوق بشر بین المللی ــ صلیب سرخ بین الملل، عفو بین الملل و کمیسیون بین المللی حقوقدانان ــ دعوت کرد برای بررسی شرایط سیاسی و اجتماعی ایران از نزدیک، از این کشور دیدن کنند.» (102) «شاه به نماینده سازمان عفو بین المللی قول داد وضعیت زندانها را بهبود ببخشد.» (103) طبق گفته ی هادی غفاری (یکی از مبارزین انقلابی و فرزند آیت الله شهید غفاری)، که در این زمان در زندان به سر می برد، قبل از بازدید نمایندگان عفو بین الملل از زندان ها کمی به وضعیت زندانیان رسیدگی شد و تدابیر امنیتی اجرا شد تا زندانیان در نزد نمایندگان سازمان گله و شکایتی ابراز نکنند.(104) در این سال، 53 نفر حقوقدان نامه ی اعتراض آمیز سرگشاده ای برای کاخ سلطنتی فرستادند.(105)
در اردیبهشت ماه 1356، کارتر، ونس را برای اعلام حمایت، موافقت با فروش سلاح های جدید و دعوت سفر به واشنگتن، نزد شاه فرستاد. ونس درباره مسائل مربوط به حقوق بشر از اقدامات شاه ستایش کرد و قول فروش اسلحه بیشتر را به شاه داد.(106) شاه، پس از دیدار با نماینده ی کمیسیون بین المللی حقوقدانان موافقت کرد تا به منظور رعایت بیشتر حقوق زندانیان سیاسی، آیین های دادرسی دادگاه را اصلاح کند.(107) «در اواسط خرداد، حزب رستاخیز اعلام کرد که از بحث های آزاد و انتقادهای سازنده استقبال خواهد کرد.» (108)
کارتر به سفیر خود سولیوان گفت پس از ورود به ایران وملاقات با شاه ، همان خط مشی سابق آمریکا در قبال ایران را برای او ترسیم کند واین که روابط کماکان مثل سابق درهمه ی زمینه ها ادامه خواهد داشت؛ فقط در رابطه با حقوق بشر سعی کند سیاست کلی خود را قدری تعدیل نماید.( 109) درملاقاتی که سولیوان با شاه داشت، سخنان کارتر را به او منتقل کرد.(110) سولیوان « پیشنهاد کرد که طرح های مربوط به اصلاحات از طریق یک سازمان غیر دولتی سوم، تسلیم شاه شود تا وجه ی تحمیلی بودن این تحولات از سوی یک دولت خارجی هر چند دوست هم، مرتفع گردد.» (111) شاه، از پیام هایی که کارتر توسط سولیوان برای او فرستاده بود ابراز رضایت کرد. (112) شاه چندین بار در ملاقات با سولیوان از لزوم ایجاد یک سیستم دمکراتیک به هنگام واگذاری قدرت به پسرش سخن راند.( 113)
شاه پس از ملاقات هایی که با ونس و سولیوان داشت، در مرداد 1356 پس از برکناری امیرعباس هویدا از نخست وزیری، جمشید آموزگار را به جای او برگزید.(114) حدود یک ماه قبل، ونس و آموزگار در پاریس ملاقاتی با هم داشتند و احتمال می رود در این زمینه گفتگو کرده باشند.(115) اردشیر زاهدی مدعی است انتصاب آموزگار به دستور مستقیم کارتر صورت گرفت.(116)
حتی ساواک در پرونده های خود از آموزگار به عنوان مهره ای آمریکایی یاد کرده است.(117) شاه با قبول این عمل، می خواست حسن نیت خود را به آمریکایی های دمکرات نشان دهد.(118) و با یک خانه تکانی عظیم، از کنترل آشکار خود بر دولت بکاهد؛ (119) که آن هم مطلوب آمریکا بود. او گمان می برد مثل سال های 1341ــ 1339 می تواند با مطرح کردن فضای باز سیاسی و وعده ی انتخابات آزاد، این دوره را پشت سر بگذارد.(120) شاید می خواست با این کار نقشی را که در سال 1340 به دکتر علی امینی سپرد، به آموزگار واگذار کند؛ غافل از این که همه چیز تغییر کرده بود.(121)
در همین ماه (مرداد 1356)، دولت قوانین اصلاح دادگاه را وضع کرد. قرار شد بیشتر محاکمه ها علنی باشد و امتیازاتی برای دستگیرشدگاه قائل شد.(122) شاه با اقدامات اصلاحی اش، موفق شد رضایت کارتر را جلب کند.(123) او کارتر را قانع ساخت که حکومت پهلوی برای آمریکا ویژگی مهمی دارد که موضوع حقوق بشر در پایین لیست قرار گیرد.(124) و توانست اعتماد غربی ها را نسبت به بهبود شرایط و اوضاع در ایران جلب کند. او سعی نمود از چهره ی مردمی و انسان دوستانه ای که همسرش فرح برای خود تبلیغ کرده بود کمک بگیرد تا بتواد عقاید نامطلوبی را که درباره ی حکومتش پدید آمده بود، تعدیل کند.(125) فرح نیز در مصاحبه های سیاسی شرکت می جست و از همسرش و رژیم حمایت می کرد.(126) «... طی نه ماه آخر سال 1356 چندین نامه سرگشاده برای شاه و نخست وزیر و دیگر مقامات بلندپایه، در اعتراض به اوضاع کشور، ارسال شد. همچنین، دهها اعلامیه و بیانیه از سوی شخصیت های ملی و مذهبی، نویسندگان، هنرمندان، حقوقدانان، بازاریان و دانشگاهیان، در سراسر کشور انتشار یافت.(127) از آن سو، «به تدریج، ده ها انجمن حرفه ای همانند کانون حقوقدانان و کانون نویسندگان ایران فعالیت خود را از سر گرفتند و انجمن های جدیدی همچون انجمن دفاع از حقوق بشر ایران راه اندازی شد.»( 128)
در این میان، با وجود رضایت کارتر برای فروش هواپیماهای موسوم به آواکس به شاه، این امر دچار مشکل شد.(129) «طرفداران حقوق بشر که در جریان مبارزات انتخاباتی کارتر در کنار او بودند و چندتن از پرحرارت ترین آنها در وزارت امور خارجه مشغول کار شده بودند موضوع فروش هواپیماهای آواکس را برای طرح مسئله نقض حقوق بشر در ایران مورد استفاده قرار دادند. آنها مدعی بودند فروش این هواپیماها به ایران در عین حال که مبین حمایت حکومت جدید آمریکا از شاه خواهد بود، در حکم تأیید سیاست اختناق و فشار در ایران و برخلاف وعده های انتخاباتی درباره ی مراعات مسائل مربوط به حقوق بشر در سیاست خارجی آمریکاست.» (130) نهایتاً، کارتر توانست موافقت کنگره را جلب کند.(131) این یکی از مواردی بود که کارتر صریحاً برخلاف اصول سیاست خارجی خود عمل کرد.
«در اول آبان 1356، واقعه شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی و مراسم پرشکوهی که در ایران برگزار شد، نقطه آغازی بر خیزش دوباره حوزه های علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی در همان زمان به گونه ای شگفت این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامیده بود.»(132)
در سفری که شاه در آبان ماه به آمریکا داشت (133) کارتر در ملاقاتی خصوصی به او گفت از عدم رعایت حقوق بشر در ایران و وجود گروههای مخالف رژیم مطلع است و می خواهد که شاه در این زمینه اقدامی صورت دهد. شاه صراحتاً به کارتر جواب رد داد و دلیل آن را خطر کمونیسم در منطقه خواند. او در ادامه گفت پس از برطرف شدن این خطر شاید بتواند تغییراتی در قوانین بدهد، البته ممکن است طول بکشد.(134) کارتر به دلیل این که مطبوعات، طغیان های تازه ی ایران را با سیاست حقوق بشر او مرتبط می دانستند، احساس خطر نمود و در این مورد به شاه زیاد اصرار نکرد. کارتر همچنین مصر بود بحث با شاه درباره حقوق بشر به آرامی و با متانت باشد و از هر گونه فشار خودداری کند.(135) در صورت مذاکرات کارتر و شاه، که کاخ سفید آن را انتشار داد، اثری از حقوق بشر دیده نشد.(136) «بدین سان، مذاکرات واشنگتن، بی آنکه شاه در مورد مسئله حقوق بشر در ایران تعهدی به عهده بگیرد، پایان یافت...» (137) در این سفر بود که مخالفان، تظاهراتی علیه شاه ترتیب دادند که به برخورد بین پلیس و تظاهرکنندگان انجامید.(138) شاه، بیشتر مخالفان را مارکسیست هرج و مرج طلب خواند.(139) تسامح آمریکا در برگزاری تظاهرات ضدشاه در آمریکا، شاه را دچار سردرگمی نمود و گمان برد این احساسات از سوی آمریکا حمایت می شود.(140) کارتر، علی رغم شعارهای انتخاباتی اش، نسبت به این اعتراضها، واکنشی نشان نداد.
با وجود تلاش شاه مبنی بر این که روند افزایش فضای باز آرام صورت گیرد، اعتراض مردم سرعت بیشتری به خود گرفت.(141) «سیاست حقوق بشر کارتر این تصور را در داخل ایران رواج بخشید که رویه ی گذشته واشنگتن مبنی بر حمایت بی قید و شرط از شاه تغییر کرده و کارتر، شاه را برای انجام اصلاحات در ساختار سیاسی زیر فشار قرار داده است.» (142) این گونه بود که روحیه ی برخی مخالفان که گوشه چشمی به آمریکا داشتند، تقویت شد و تصویر شکست ناپذیری شاه از بین رفت.(143)
رشته به هم پیوسته ای از اعتراضات آغاز شد. در پائیز مخالفان بر اقدامات خود افزودند. نامه ها، اطلاعیه ها و بیانیه هایی از سوی کانون نویسندگان، قضات، جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر، کانون وکلا، حقوقدانان، سازمان ملی دانشگاهیان، انجمن تجار، بازرگانان و پیشه وران و انجمن طلاب انتشار یافت. بسیاری از این انجمن ها در این زمان موجودیت یافتند و بسیاری از آنها، سازمان ملل و افکار عمومی را در خارج ای کشور در جریان وضعیت داخلی ایران قرار دادند.(144) «سازمان های سیاسی قدیم و جدید نیز با مشاهده ی پیدایش و فعالیت گروه های حرفه ای و طرفدار حقوق بشر، کم کم به صحنه آمدند.» (145) کریم سنجابی، از اعضای جبهه ملی، اذعان دارد در سایه ی باز شدن فضای سیاسی، طیف های مخالف فعالیت های خود را آغاز کردند.(146) مخالفان هر چه به جلو پیش می رفتند، خواسته های بیشتر و مهم تری را مطرح می کردند.(147) «تا اواخر آبان 1356، فعالیت های عمده ی مخالفان عبارت بود از: نوشتن نامه، تشکیل گروه های جدید، احیای گروه های قدیمی و انتشار بیانیه، اعلامیه و روزنامه. اما در اواخر آبان ماه به خیابان ها ریختند و مرحله ی جدیدی از روند انقلاب را آغاز کردند.» (148) تظاهرات به صورت پراکنده و محدود توسط دانشجویان به مناسبت های دانشجویی یا اعتراض به سفر سادات به اسرائیل انجام گرفت. تظاهرکنندگانی که دستگیر می شدند، به زودی تبرئه می شدند. این رویه باعث کاهش قدرت و ابهت ساواک در نزد مردم شد.(149) «بدین ترتیب ثابت شد که سیاست تعدیل نظارت و گسترش فضای باز سیاسی نه یک مُسکّن سیاسی بلکه محرکی نیرومند بوده است.» (150) در اواسط آذر 1356، 21 نفر زندانی امنیتی به مناسبت سالروز اعلامیه حقوق بشر آزاد شدند.(151)
کارتر در سفر به ایران در شب اول سال نو مسیحی، (152) ایران را جزیره ی ثبات در یکی از آشوب زده ترین مناطق جهان خواند.(153) «سخنان او دلیلی مستند بر حمایت های آمریکا از شاه بود.» (154) او در ادامه گفت: «هیچ کشور دیگری در جهان برای برنامه ریزی امنیت نظامی مشترک از ایران به ما نزدیکتر نیست. هیچ کشور دیگری برای بررسی مشکلات منطقه ای که مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست، ارتباط نزدیکتری از ایران با ما ندارد. و هیچ رهبر دیگری نزد من احترامی عمیق تر و رابطه ای دوستانه تر از شاه ندارد.» (155) بدین صورت سیاست تبلیغاتی حقوق بشر کارتر، در مقابل منافع نامشروع آمریکا رنگ باخت. حتی رادیو لندن در تفسیری که در این زمینه داشت از این که کارتر صحبتی از حقوق بشر به میان نیاورده ابراز تعجب کرد.(156) «نگرانی های واقعی وی، باید به نفع منافع اقتصادی و استراتژیک این کشور در ایران تعدیل می شد. از این رو، سخنان و اصول بشردوستانه ی مدیریت وی و سیاست خارجی واقعی آن کاملاً از هم جدا شد و تقریباً جنبه ای ریاکارانه به خود گرفت.» ( 157)


بختیار

کمی پس از این ملاقات، مقاله ای اهانت بار از سوی رژیم علیه امام خمینی، رهبر محبوب مذهبی، منتشر شد که غوغای زیادی به پا کرد و منجر به قیام خونین 19 دی قم شد.(158) درباره ی انگیزه شاه از انتشار این مقاله چند دلیل وجود دارد. دلیل اول این است که او با کسب اطمینان کامل از حمایت کارتر، دستور انتشار آن را داد.(159) و دیگر این که، شاید او می خواست با این کار مخالفین را مانند اوایل دهه ی 40 به میدان بکشاند تا به کارتر نشان دهد با دادن آزادی و فضای باز، ثبات سیاسی در ایران به خطر می افتد.(160) «غافل از آن که این مرتبه با افزایش و رشد آگاهی های مردمی و صلابت و اقتدار فزاینده رهبری انقلاب کنترل امور از دست عوامل نظام تحت سلطه خارج و موجب پیروزی انقلاب اسلامی خواهد شد.» (161) هر دلیلی که داشت، شاه خود بازی خطرناکی را آغاز کرد و آتش انقلاب شعله ورتر شد.
بعد از قیام 19 دی، آمریکا به سفارت خود در ایران توصیه کرد در زمینه ی بهبود حقوق بشر با شاه و دیگر مسئولان صحبت شود، ولی در این زمینه به تغبیر سیستم سیاسی نیازی نیست؛ چون یک نوع دخالت خارجی تلقی می شود و تصویری بد از ایران، موقعیت ایران را در آمریکا و دیگر مناطق به خطر می اندازد.(162)
پس از قیام 19 دی 1356 قم، زنجیره ای از قیام ها و چهلم های خونین آغاز گردید (163) که نهایتاً رژیم را به ورطه ی سقوط کشاند. در این میان شاه دست به اقدامی ناممکن زد. از یک سو سعی کرد کمی آزادی بدهد و از سوی دیگر جلوی این آزادی را می گرفت.(164) او در روند آزادسازی، وعده ی انتخابات آزاد را داد و نعمت الله نصیری رئیس ساواک را برکنار نمود. در عین حال سعی کرد از فعالیت های مخالفان جلوگیری کند.(165) در بهمن ماه 1356، سازمان ملل قطعنامه ای بر ضد اعمال شکنجه به تصویب رساند که ایران جزو تهیه کنندگان آن بود.(166) رژیم با این اقدامات، می خواست خود را مبرا جلوه دهد.
در اواخر بهمن اعلام شد که صدها زندانی تا قبل از عید در دو مناسبت آزاد می شوند.(167) ونس می گوید: «ما از اقداماتی که شاه در جهت رعایت حقوق بشر و محدودساختن اقدامات غیرقانونی ساواک آغاز کرده بود، استقبال کردیم. او همچنین اقداماتی در جهت تأمین آزادیهای سیاسی و جلب عناصر معتدل گروه های مخالف برای همکاری با رژیم آغاز کرد، که هر چند دیر بود از پشتیبانی ما برخوردار گردید.» (168) در این مدت هیچ گونه اعتراض جدی ای از سوی کارتر به شاه برای نقض حقوق بشر مشاهده نشد. فقط از سوی سولیوان به شاه پیشنهاد شد تا از سیاست مشت آهنین دست بردارد و سعی کند بحران را مسالمت آمیز حل کند.(169)
پس از حادثه سینما رکس آبادان، (170) شاه تسلیم نظر واشنگتن شد و برای آرام سازی، آموزگار را برکنار و جعفر شریف امامی را با شعار «آشتی ملی» بر سر کار آورد. شریف امامی اصلاحات زیادی صورت داد.(171) اصلاحات او، باعث بروز اعتراضات وسیع تری شد.(172) شاه در 28 مرداد 1357 وعده ی انتخابات آزاد را داده بود.(173) رژیم، همراه با این اصلاحات در 17 شهریور 1357، دست به کشتار مردم زد. اتخاذ رویه ی دوگانه از سوی رژیم، امکان هر گونه سازشی را از سوی مردم از بین برد.(174) کارتر از کمپ دیوید مراتب حمایت خود را از شاه با تلفن به اطلاع او رساند.(175) شاه مجبور شد پس از آن، 1400 زندانی را آزاد و قدرت ساواک را محدود کند.(176) در ضمن، اعتصابات، تظاهرات و راهپیمایی ها شدت بیشتری پیدا کردند.(177)
سیاست آمریکا در این مرحله، دارای تناقض است. از یک طرف سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) اعلام کرد ایران در وضعیت انقلابی قرار ندارد و از طرف دیگر سفارت آنها در ایران سعی کرد با مخالفین ارتباط بیشتری بگیرد.(178) «به موازات هر چه بیشتر فرو رفتن ایران در تنش و آشوب، اختلاف نظرات بین مدیران اجرایی کارتر نیز عمیق تر شد.» (179) وزارت امور خارجه خواهان واگذاری امتیازات بیشتر به مخالفان، و شورای امنیت آمریکا خواهان برخوردی جدی بود.(180) کارتر در این زمینه می گوید: «من پیامی برای او [شاه] فرستادم و ضمن آن تأکید کردم که ما از هر تصمیمی که وی برای مقابله با بحران اتخاذ نماید، حتی تشکیل یک دولت نظامی پشتیبانی خواهیم کرد.» (181) سرانجام شاه، ژنرال غلامرضا ازهاری را به ریاست دولت نظامی منصوب کرد.(182) شاه، بعدها به امیراصلان افشار، رئیس کل تشریفات دربار، گفت علت انتخاب ازهاری فشار سفرای آمریکا و انگلیس بود.(183) تضاد نظرات در آمریکا، در ایران به نحو بارزی جلوه گر شد. ازهاری در حالی نخست وزیر دولت نظامی شد که اجازه ی نامحدود سرکوب و خونریزی را نداشت.(184) شاه نیز طی پیامی اعلام کرد صدای انقلاب را شنیده است.(185) او حتی 1126 تن از زندانیان سیاسی را عفو کرد.(186) ازهاری به اقدامات اصلاحی دیگری دست زد. از جمله دستور دستگیری نصیری و هویدا را صادر کرد.(187) در این حال، شورای امنیت ملی آمریکا استفاده شاه از قدرت را مورد تأیید قرار داد و در مقابل، وزارت خارجه به ایران بدون شاه می اندیشید.(188) «زیرا واشنگتن یک روز از تعهدش به حقوق بشر سخن می گفت و روز بعد بر ضرورت ثبات تأکید می کرد و اهمیت روابط ویژه ی آمریکا را با شاه مجدداً یادآوری می کرد.» (189)
کمی پس از 17 شهریور، کارتر «از جرج بال، معاون پیشین وزارت خارجه و لیبرال منتقد شاه، خواست تا گزارشی درباره ی بحران ایران برای کاخ سفید تهیه کند... بال در گزارش خود نوشت که شاه در قدرت باقی نخواهد ماند مگر اینکه قدرت خود را به سرعت تعدیل کند و از حضور نظامیان در حکومت بکاهد.» (190) زمانی که در 7 دسامبر 1978، از کارتر در مورد امکان بقای شاه سئوال شد، او گفت: «من نمی دانم. امیدوارم که این طور بشود. این چیزی است که به دست مردم ایران است. ما هیچ گاه قصد وارد شدن در امور سیاسی داخل ایران را نداشتیم و نداریم.» (191) شاه با شدت یافتن اوضاع، نظر آمریکا را در مورد استفاده از سیاست مشت آهنین جویا شد.(192) پاسخی که به شاه داده شد، این بود که زمانی که دولت در برقراری نظم ناکام شود می تواند از آن بهره بگیرد.(193) کارتر درباره ی نظرخواهی های شاه از آمریکا می گوید: «باید بگویم که شاه تسلیم پیشنهادهایی بود که از سفارت ما انشاء می شد.» (194) شاه با موافقت واشنگتن با برخی رهبران جبهه ملی گفتگوی بی سرانجامی انجام داد.(195) دست آخر، و پس از آنکه نتوانست موافقت هیچ شخصیت مخالف برجسته ای را برای تشکیل دولت جلب کند، به ناگزیر تصمیم گرفت شاپور بختیار را به نخست وزیری بگمارد که شرط او برای نخست وزیری خروج شاه از ایران بود.(196) البته، قبلاً پیامی از واشنگتن برای شاه مبنی بر لزوم ترک کشور رسیده بود.(197) امیراصلان افشار، مدعی است که شاه قصد خروج از کشور را نداشت و بالاجبار به این خواسته تن داد.(198) تصمیم به خروج شاه در کنفرانس گوادلوپ گرفته شده بود؛ کنفرانسی که در آن سران چهار کشور آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه شرکت داشتند.(199) واشنگتن طی پیامی حمایت خود را از بختیار اعلام کرد.(200)
بختیار هم اصلاحات دیگری صورت داد.(201) ولی برای دوام رژیم نتیجه بخش نبود. موضوعی که پس از رفتن شاه موجب نگرانی بود این بود که احتمال فروپاشی ارتش می رفت.(202) کارتر برای حل بحران، ژنرال رابرت هایزر را به ایران اعزام نمود.(203) «هدف اصلی مأموریت هایزر، در پرده ای از ابهام قرار دارد.» (204) در این زمینه دو فرضیه وجود دارد. یکی این که جلوی کودتای خودسرانه افسران را بگیرد و دیگر این که ارتش را وادار به حمایت از بختیار کند. او نیز دستورهای متضادی از آمریکا دریافت می کرد.(205) پیام هایی که از واشنگتن برای هایزر و سولیوان ارسال می شد با هم در تضاد بود.(206) سولیوان در این باره می گوید: «.... بعضی اوقات دستوراتی که به من و هایزر داده می شد به قدری با هم متفاوت بود که گویی ما با دو شهر مختلف یا مقامات دو کشور مختلف صحبت کرده ایم.» (207) «.... تنها چند روز پس از رسیدن بختیار به قدرت، سولیوان با بازرگان و نمایندگان روحانیون دیدار کرد. سولیوان به دنبال آن دیدار، بازرگانان را ترغیب کرد تا به منظور تسهیل زمینه های انتقال آرام قدرت به انقلابیون، با قره باغی، رئیس ستاد نیروهای مسلح، دیدار کند...» (208)
پس از کشمکش های طولانی، امام خمینی وارد ایران شدند و پس از ده روز انقلاب اسلامی به ثمر رسید.(209) در گرماگرم انقلاب در ایران، توجه واشنگتن معطوف به قرارداد کمپ دیوید و مذاکرات اعراب و اسرائیل بود.(210)
از زمانی که شاه تصمیم گرفت تغییراتی در سیستم سیاسی به منظور آزادسازی ایجاد کند، فقط مایل به اعطای محدود فضای سیاسی بود و حاضر نبود به تقسیم قدرت بپردازد.(211) از این گذشته شاه در پی دادن آزادیهای مستمر و دمکراتیزه کردن کشور نبود و به صورت مقطعی این سیاست را دنبال می کرد.(212) در نهایت نیز او نتوانست آنچه را که از دموکراسی و فضای باز سیاسی مد نظر داشت پیاده کند. به ویژه، حزب رستاخیز و احزاب قبل از آن با شکست روبرو شده بودند.(213) شاه تا روزهای پایانی نزدیک به سقوطش نیز به سیاست حقوق بشر کارتر اعتقادی نداشت. او معتقد بود مشکلاتی که برایش ایجاد شده منشأ خارجی دارد.(214) شاه وجود آزادی را مترادف اغتشاش و هرج و مرج می دانست.(215)
کارتر واقعاً در پی آن نبود که به تغییر کامل سیستم سیاسی بپردازد. فقط می خواست کمی اصلاحات صورت بگیرد تا در سایه ی آن منافع آمریکا تأمین شود و رژیم ثبات یابد. اما شاه، گمان می برد فقط اصلاحات بزرگ و جدی است که آمریکا را راضی می کند. او در روزهای نزدیک به سقوطش آن اندازه به خارجی ها بدبین بود که گمان می برد آنها در صدد حذف او هستند.(216)
شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر دوران پهلوی، مانند بسیاری دیگر از طرفداران بقای رژیم، آمریکا و به خصوص کارتر و سیاست حقوق بشر او را در جریان وقوع انقلاب مقصر قلمداد کرده است.(217) کریم سنجابی از اعضای جبهه ملی نیز، سیاست حقوق بشر کارتر را عاملی در به راه افتادن جنبش ضدشاه می داند.(218) حتی احسان نراقی، معتقد است «عدم حمایت آمریکا از شاه انقلاب را عملی کرد.» (219) او در ادامه می گوید: «بدون شک اگر آمریکای زمان کارتر نظیر آمریکای زمان نیکسون از شاه حمایت بی دریغ می کرد، معلوم نبود انقلاب ایران چه صورتی به خود می گرفت.» (220) می توان گفت، سیاستی که کارتر در قبال ایران در پیش گرفت، موجب نارضایتی شاه و رژیم او و همین طور انقلابیون گردید «... زیرا سیاست نیم بند او نه دولت های مرتجع را راضی می کرد و نه انبوه مردم آزادیخواه را.» (221) در واقع، از موقعی که موج انقلاب شدت و خروش بیشتری یافت، سیاست حقوق بشر را تحت الشعاع خود قرار داد و واشنگتن جز نجات شاه به مسئله ی دیگری نمی اندیشید.

نتیجه گیری

کارتر در شرایطی روی کار آمد که مدت ها بود آمریکا به دلیل بحران واترگیت و جنگ ویتنام از وجهه ی عمومی خوبی در دنیا برخوردار نبود و لازم بود در سیاست های خارجی خود کمی تجدیدنظر کند.
ایران و آمریکا در دوران پهلوی روابط گسترده و عمیقی داشتند، به همین دلیل، تحولات آمریکا بر روی سیاست گذاری ها در ایران تأثیرگذار بود. قبل از انتخابات، شاه تلاش خود را به کار گرفت تا از به قدرت رسیدن کارتر جلوگیری کند. با وجود این، کارتر با سیاست حقوق بشر روی کار آمد. سیاست خارجی ای که او در رابطه با ایران در پیش گرفت، ادامه ی سیاست خارجی گذشته بود. آمریکا برای تأمین منافع خود در ایران اصلاحاتی را توصیه می کرد که باعث ثبات و دوام حکومت ایران شود. یک حکومت قوی و خوشنام می توانست حافظ منافع آمریکا باشد. ایران به عنوان متحد آمریکا می بایست به اصلاح وجهه ی خود می پرداخت. او، از همان ابتدا تا سقوط شاه مرتب بر وضعیت حقوق بشر در ایران تأکید می کرد، منتها این امر با فشار جدی از سوی آمریکا همراه نبود و کماکان به حمایت از شاه پرداخت و به فروش اسلحه به شاه نیز ادامه داد. این گونه بود که تشدید سیاست فضای باز سیاسی در ایران مطرح شد. شرایط داخلی ایران، در این زمان آماده ی انقلاب بود. انقلابیون و مخالفین، از شرایط جدید به بهترین وجه بهره برداری کردند. با هر قدمی که شاه در برابر اعترضات و نارضایتی های داخلی و فضای تبلیغاتی خارجی برای دادن کمی آزادی و تغییر صوری در شیوه های مواجهه با مخالفان برمی داشت، انقلابیون به فراگیری انقلاب نزدیک تر می شدند. مسلماً آمریکا مایل نبود در ایران انقلاب شود؛ چون با منافعش در تضاد بود. واشنگتن در هنگام بروز بحران در ایران، نتوانست راه حلی به شاه ارائه دهد، بلکه تصمیمات و سیاست های دوگانه ای که از آمریکا می رسید. باعث تردید و تزلزل در شاه بیمار گردید و او را در تصمیم گیری دچار مشکل ساخت. به حدی که از او هم، تصمیمات متضاد سر می زد. کارتر، حتی در روزهای پرتنش و آشوب که منجر به خشونت رژیم می گردید، شاه را محکوم ننمود. در روزهای پایانی عمر رژیم، سیاست حقوق بشر کارتر تحت الشعاع وضعیت انقلاب اسلامی ایران قرار گرفت. این تحلیل که سیاست حقوق بشر کارتر، مستقیماً باعث سقوط شاه و سلسله پهلوی شده باشد، تحلیل درستی نیست. این سیاست، فقط شرایطی را فراهم کرد تا نیروهای خفته ی مخالف، بیدار شوند و نهضت فراگیر شود. شاه در ابتدا گمان می برد این طرز برخورد آمریکا، اهرمی است برای این که حمایت از او منوط به تغییر در سیاستهای داخلی شود. و در روزهای پایانی، با بدبینی کامل، تقریباً اطمینان یافته بود که خواهان برداشتن او از سلطنت هستند. دست آخر، کارتر نتوانست اهدافی را که با اجرای سیاست حقوق بشر مدنظر داشت در ایران اجرا کند و سیاست او برای آمریکا و رژیم شاه شکست خورد و در ایران، پیروزی انقلاب اسلامی محقق گردید.

پی‌نوشت‌ها:

1.شکل گیری انقلاب اسلامی (از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی)، محسن میلانی، ترجمه ی مجتبی عطارزاده، تهران: گام نو، چاپ پنجم، 1387، ص 202.
2. 25 سال حاکمیت آمریکا بر ایران، جواد منصوری، بی جا، چاپ اول، تابستان 1364، ص 155.
3.تاریخ روابط خارجی ایران در دوران پهلوی، دکتر علیرضا امینی، تهران: صدای معاصر، چاپ اول، 1381، ص 239.
4. 25 سال حاکمیت آمریکا بر ایران، پیشین، ص 155.
5.بیماری شاه و دولت های غربی، دکتر دیوید اوئن، ترجمه: دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، اطلاعات سیاسی ــ اقتصادی، سال 22، شماره 11 و 12، تهران: اطلاعات، مرداد و شهریور 1387، ص 116.
6.واترگیت نام ساختمانی بود که دفتر حزب دمکرات (حزب رقیب نیکسون) در آن قرار داشت و به دستور نیکسون در آن میکروفن و دوربین مخفی کار گذاشته بودند.
7.سازمان های جاسوسی دنیا، احمد ساجدی، تهران: محراب قلم، چاپ ششم، زمستان 1366، صص 112ــ 109.
8.شکل گیری انقلاب اسلامی، پیشین، ص 203، نک: مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی، دکتر منوچهر محمدی، تهران: نشر دادگستر، چاپ اول، پاییز 1377، ص 130.
9.سایه های قدرت (شورای روابط خارجی و افول آمریکا)، جیمز پرلاف، مترجم: کریم میرزایی، تهران: مؤسسات خدمات فرهنگی رسا، چ اول، 1371، ص 215؛ نک: مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی، پیشین، ص 130.
10.تحولات سیاسی در ایالات متحده آمریکا، یان داربی شر، مترجم: رحیم قاسمیان، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ اول، 1369، ص 187.
11.تحولات سیاسی خارجی آمریکا، مداخله گرایی و گسترش؛ 1997 ــ 1945، دکتر ابراهیم متقی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ اول، 1376، ص 73.
12.روند سلطه گری، استفن آمبروز، (تاریخ سیاست خارجی آمریکا 1983 ــ 1938)، ترجمه: احمد تابنده، تهران: چ سوم، مهر 1368، ص 399.
13.تحولات سیاست خارجی آمریکا، پیشین، ص 74.
14.روند سلطه گری، پیشین، ص 399.
15.عقاب و شیر، جیمز بیل، مهوش غلامی، ج 1، تهران: نشر کوبه، چ اول، بهار 1371، ص 361.
16.نقش حقوق بشر در هژمونی آمریکا، عبدالله قنبرلو، اطلاعات سیاسی ــ اقتصادی، س 19، شماره 7 و 8، تهران: اطلاعات، فروردین و اردیبهشت 1384، ص 17.
17.عقاب و شیر، جیمز بیل، مهوش غلامی، پیشین، ص 361.
18.پیشین، ص 361.
19.روند سلطه گری، پیشین، ص 405.
20.تحولات سیاست خارجی آمریکا، پیشین، ص 74، نک: تحولات سیاسی در ایالات متحده آمریکا، پیشین، صص 188ــ 187.
21.خاطرات دو سفیر، (ضمیمه، مقاله سایروس ونس وزیر خارجه آمریکا)، ترجمه محمود طلوعی، تهران، انتشارات علم، چ سوم، 1375، ص 463؛ نک: عقاب و شیر، جیمز بیل، ج 1، تهران، ص 361.
22.خاطرات دو سفیر، (مقاله سایروس ونس وزیر خارجه آمریکا)، پیشین، ص 463.
23.سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی (1357ــ 1300)، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: البرز، چ سوم 1375، ص 464.
24.سقوط دوستان، ایالات متحده آمریکا و تغییر حکومت ها در کشورهای خارجی، مارتین استانی لند، ترجمه: بدرالزمان شهبازی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1378 ، چ اول، صص 111- 110.
25.خاطرات دو سفیر، (مقاله سایروس ونس وزیر خارجه آمریکا)، پیشین، ص 463؛ نک: آمریکا در بند، پیر سالینجر، تهران: کتاب سرا، دی 1362، بی تا، ص 18.
26.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، پیشین، ص 27.
27.خاطرات دو سفیر (مقاله سایروس ونس وزیر خارجه آمریکا)، پیشین، ص 466.
28.پیشین، ص 466.
29.پیشین.
30.کارتر و سقوط شاه (روایت دست اول)، مایکل لدین ــ ویلیام لوئیس، ترجمه: ناصر ایرانی، تهران: امیرکبیر، چ سوم 1363، ص 43.
31.شکل گیری انقلاب اسلامی، پیشین، ص 202.
32.پیشین.
33. 444 روز (ماجرای گروگان های آمریکایی در ایران)، خاطرات جیمی کارتر، ترجمه: احمد باقری، تهران: انتشارات هفته، آبان 1361، ص 10.
34.یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، مترجمان: احمد گل محمدی، محمد ابراهیم فتاحی و لیلایی، تهران: نشر نی، چ پانزدهم 1388، ص 617.
35.کارتر و سقوط شاه، پیشین، ص 45.
36.چارچوبی تحلیلی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، پروفسور روح الله رمضانی، ترجمه: علیرضا طیب، تهران: نشر نی، چ اول 1380، ص 58.
37.کارتر و سقوط شاه، پیشین، صص 46ــ 45.
38. 444 روز، خاطرات جیمی کارتر، پیشین، صص 11 ــ10.
39.آخرین سفر شاه، ویلیام شوکراس، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نشر ذهن آویز، تهران، چ شانزدهم 1387، ص 152؛ نک: من و خاندان پهلوی، احمدعلی مسعود انصاری، تنظیم و نوشته ی محمد برقعی، حسین سرفراز، تصحیح و مقدمه از دکتر حسین ابوترابیان، تهران: فاخته، چ دوم 1371، ص 65، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی (1357 ــ 1300)، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: البرز، چ سوم 1375، ص 461.
40.سقوط دوستان، تهران، پیشین، صص 111ــ 110؛ نک: تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ی ایران (از کودتا تا انقلاب)، سرهنگ غلامرضا نجاتی، 2 جلد، ج 2، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چ هفتم 1384، صص 19ــ 18.
41.پیشین، ص 118.
42.در خدمت تخت طاووس، یادداشت های روزانه آخرین سفیر شاه در لندن، پرویز راجی، ترجمه: حسن کامشاد، تهران: انتشارات طرح نو، چ اول 1381، ص 41؛ نک: روزشمار روابط ایران و آمریکا غلامرضا کرباسچی، تهران: بقعه، چ اول 1380، ص 245.
43.عقاب و شیر، ج 1، پیشین، ص 353؛ نک: روزشمار روابط ایران و آمریکا (1248 ق ــ 1377 ش/1832 ــ 1999م)، به کوشش بهروز طیرانی، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، چ اول 1379، ص 232.
44.یادداشت های امیر اسدالله علم، ج 6، پیشین، ص 145.
45.سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، پیشین، ص 462؛ نک: روزشمار روابط ایران و آمریکا، غلامرضا کرباسچی، پیشین، ص 249.
46.رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، اردشیر زاهدی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی و زارات اطلاعات، چ اول، دی 1387، ص 237.
47. 25 سال در کنار شاه، خاطرات اردشیر زاهدی، به کوشش ابوالفضل آتابای، تهران: عطایی، 1381، ص 305.
48.روزشمار روابط ایران و آمریکا، به کوشش بهروز طیرانی، پیشین، ص 232 (به نقل از روزنامه اطلاعات).
49.عقاب و شیر، جیمز بیل، ج 1، پیشین ، ص 353.
50.مصاحبه شاه با مدیر دفتر خاورمیانه مجله آمریکایی بیزینس ویک، مجله خواندنیها، شماره 18، س 37، شنبه 2 بهمن 2535، صص 4 و 59 ــ 57 (تاریخ مصاحبه: 18 دی).
51.پیشین.
52.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 17؛ نک: ایران بین دو انقلاب، ص 615.
53.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، پیشین، صص 14ــ 13.
54.پیشین، ص 17؛ نک: ایران بین دو انقلاب، پیشین، ص 17.
55.ایران بین دو انقلاب، پیشین، ص 616.
56.خاطرات دو سفیر، ص 21.
57.ایران بین دو انقلاب، ص 617.
58.عقاب و شیر، جیمز بیل، ج 1، صص 346ــ 345.
59.ایران و آمریکا: رویارویی یا تعامل؟ دکتر جواد اطاعت، ماهنامه اطلاعات سیاسی ــ اقتصادی، سال بیست و سوم، ش یازدهم و دوازدهم، مرداد و شهریور 1388، 264ــ 263، مؤسسه اطلاعات، ص 4.
60.اسناد لانه جاسوسی، به کوشش: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، ج 7، تهران: مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا، زمستان 1369، ص 85.
61.خاطرات دو سفیر (ضمیمه، مقاله سایروس ونس)، ص 466.
62.پیشین، ص 118.
63.پیشین، ص 467.
64.عقاب و شیر، ج 1، ص 355.
65.پیشین، ج 1، ص 351.
66.پیشین، صص 353ــ 352.
67.اسناد لانه جاسوسی، ج 7، ص 78.
68.پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی، به کوشش شهریار ماکان، تهران: نشر البرز، چ دهم، پاییز 1388، ص 307.
69.مجله خواندنیها، س 36، ش 73، سه شنبه 18 خرداد 1355، ص 4 (به نقل از روزنامه آیندگان).
70.پیشین، س 36، ش 79، سه شنبه 8 تیر 1355، ص 2.
71.پیشین، س 36، ش 94، شنبه 30 مرداد 1355، ص 2.
72.روزشمار روابط ایران و آمریکا، بهروز طیرانی، ص 235.
73.روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، باقر عاقلی، 2 جلد، ج 2، تهران: گفتار، چ اول 1370، ص 310.
74.در خدمت تخت طاووس، صص 36ــ 33.
75.پیشین، ص 38.
76.روزشمار روابط ایران و آمریکا، بهروز طیرانی، صص 233ــ 232.
77.پیشین، ص 232.
78.کارتر و سقوط شاه، پیشین، صص 44ــ 43.
79.پیشین، ص 45.
80.عقاب و شیر، ج 1، ص 354.
81.کارتر و سقوط شاه، ص 45.
82.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 44.
83.یادداشت های امیر اسدالله علم، ج 2، ص 44.
84.روزشمار روابط ایران و آمریکا، بهروز طیرانی، 234.
85.در خدمت تخت طاووس، 1381، صص 58 ــ 57.
86.روزشمار روابط ایران و آمریکا، بهروز طیرانی، صص 236ــ 235.
87.در خدمت تخت طاووس، 1381، صص 58 ــ 57.
88.شکل گیری انقلاب اسلامی، پیشین، ص 205؛ نک: خاطرات دو سفیر (ضمیمه، مقاله سایروس ونس)، ص 467.
89.عقاب و شیر، ج 1، ص 368.
90.خواندنیها، س 37، شماره 19، شنبه 9 بهمن 1355، ص 2.
91.پیشین، س 37، شماره 21، شنبه 23 بهمن 1355، ص 2.
92.پیشین، س 37، ش 24، شنبه 14 اسفند 1355، ص 3.
93.ایران بین دو انقلاب پیشین، ص 618؛ نک: تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 19.
94.خواندنیها، س 37، شماره 26، شنبه 28 اسفند 1355، ص 2.
95.ایران بین دو انقلاب، پیشین، ص 618.
96.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله، ایران، ج 2، ص 19.
97.عقاب و شیر، ج 1، ص 354.
98.خواندنیها، س 37، شماره 39، شنبه 4 تیر 1356 (مصاحبه شاه با ادوارد سابلیه مفسر فرانسوی).
99.پیشین، س 37، شماره 26، شنبه 28 اسفند 1355، به نقل از مصاحبه شاه با روزنامه شیکاگو تریبون.
100.عقاب و شیر، ج 1، ص 356.
101.پیشین، ص 356؛ نک: تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 19.
102.عقاب و شیر، ج 1، ص 356؛ نک: یرواند آبراهامیان، ص 618، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 20، شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 206.
103.ایران بین دو انقلاب اسلامی، ص 206.
104.خاطرات هادی غفاری، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، تهران، اول، 1374، صص 89 ــ 88.
105.ایران بین دو انقلاب، ص 619.
106.خاطرات دو سفیر (مقاله سایروس ونس)، صص 469ــ 468؛ نک: روزشمار روابط ایران و آمریکا، به کوشش بهروز طیرانی، ص 242؛ شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 202.
107.ایران بین دو انقلاب، ص 618.
108.پیشین، ص 618؛ نک: شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 203.
109.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، صص 29ــ 27.
110.پیشین، ص 56.
111.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 204.
112.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 56.
113.پیشین، ص 155.
114.در حاشیه سیاست خارجی از دوران نهضت ملی تا انقلاب، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: نشر اَسیم، چ دوم، 1385، ص 271؛ نک: ایران بین دو انقلاب، ص 618؛ تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 20.
115.در حاشیه سیاست خارجی از دوران نهضت ملی تا انقلاب، پیشین، ص 271؛ نک: 25 سال در کنار شاه، ص 296، روزشمار روابط ایران و آمریکا، به کوشش بهروز طیرانی، ص 242.
116 .25 سال در کنار شاه، ص 283.
117.رجال عصر پهلوی، جمشید آموزگار به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، بهار 1382، چ اول، تهران، ص 376.
118. 25 سال در کنار شاه، ص 296.
119.چهره هایی در آئینه (متن کامل خاطرات اشرف پهلوی)، به قلم: اشرف پهلوی، تهران: امیر مستعان، چ اول، 1381، صص 249 ــ 248.
120.سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، صص 463 ــ 462.
121.پیشین، صص 465 ــ 464.
122.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 206؛ نک: ایران بین دو انقلاب، صص 619 ــ 618.
123.سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، ص 465.
124.عقاب و شیر، ج 1، ص 368.
125.از کاخ شاه تا زندان اوین، احسان نراقی، مترجم: سعید آذری، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چ چهارم، 1381، ص 128.
126.خواندنیها، ش 24، س 37، شنبه 14 اسفند 1355.
127.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 21.
128.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 203؛ نک: ایران بین دو انقلاب، صص 621 ــ 620.
129.خاطرات دو سفیر (ضمیمیه، مقاله ویلیام سولیوان)، ص 111؛ نک: شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 203.
130.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، صص 112ــ 111؛ روزشمار روابط ایران و آمریکا، بهروز طیرانی، ص 245.
131.خاطرات دو سفیر (ضمیمیه، مقاله سایروس ونس)، ص 471.
132.حدیث بیداری، ص 87.
133.خواندنیها، س 38، شماره 10، شنبه 28 آبان 1356، ص 3؛ نک: تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 47.
134.خاطرات دو سفیر (خاطرات کارتر)، صص 449ــ 448.
135.پیشین، ص 449.
136.خواندنیها، س 38، شماره 10، شنبه 28 آبان 1356، ص 2.
137.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 54.
138.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، صص 124ــ 123؛ نک: خاطرات دو سفیر، (ضمیمه، مقاله سایروس ونس) ص 472؛ 444 روز، صص 10 ــ 9.
139.خواندنیها، س 38، شماره 10، شنبه 28 آبان 1356، ص 2.
140.کارتر و سقوط شاه، ص 28.
141.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، ص 21.
142.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 206.
143.پیشین.
144.ایران بین دو انقلاب، ص 621.
145.پیشین، ص 622.
146.خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی، تهران: صدای معاصر، چ اول، 1381، صص 312ــ 311.
147.ایران بین دو انقلاب، ص 622.
148.پیشین، ص 623.
149.پیشین.
150.پیشین.
151.خواندنیها، س 38، شماره 13، سه شنبه 19 آذر 1356، ص 2.
152.پیشین، س 38، شماره 17، سه شنبه 17 دی 1356، ص 2.
153.آمریکا در بند، ص 17؛ نک: خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 128؛ چره هایی در آئینه، ص 250؛ آخرین سفر شاه، ص 15.
154.دیپلماسی ایران و تحولات تازه منطقه ای در خلیج فارس: تبدیل تهدیدها به فرصت ها، دکتر رضا سیمبر، مجله اطلاعات سیاسی ــ اقتصادی، س 19، شماره 7 و 8، فروردین و اردیبهشت 1384، ص 22.
155.آمریکا در بند، ص 17، چهره هایی در آئینه، ص 250.
156.خواندنیها، شماره 17، س 38، سه شنبه 17 دی 1356، ص 16، تفسیر رادیو لندن.
157.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 203.
158.مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی، دکتر منوچهر محمدی، تهران: نشر دادگستر، چ اول، پاییز 1377؛ نک: خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 132؛ ایران بین دو انقلاب، ص 623، شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 211.
159. 25 سال در کنار شاه، ص 305.
160.پیشین، صص 305ــ 304.
161.مروری بر سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، صص 132ــ 131.
162.اسناد لانه جاسوسی، ج 1، ص 72.
163.آخرین سفر شاه، ص 15؛ نک: ایران بین دو انقلاب، ص 624.
164.شکل گیری انقلاب اسلامی، صص 315ــ 314؛ نک: ایران بین دو انقلاب، صص 629 ــ 627.
165.پیشین، ص 214.
166.خواندنیها، س 38، شنبه 29 بهمن 1356، ص 3.
167.پیشین، س 38، شماره 23، شنبه 29 بهمن 1356، ص 3.
168.خاطرات دو سفیر (مقاله سایروس ونس) صص 467 ــ 466.
169.شکل گیری انقلاب اسلامی، صص 218ــ 217.
170.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 217.
171.پیشین، صص 219ــ 218؛ نک: چهرهایی در آئینه، ص 252؛ ایران بین دو انقلاب، ص 634.
172.چهره هایی در آئینه، ص 253.
173.پاسخ به تاریخ، ص 322.
174.شکل گیری انقلاب اسلامی، صص 220ــ 219؛ نک: ایران بین دو انقلاب، ص 634؛ خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 154.
175.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 150؛ نک: شکست شاهانه، ویلیام شوکراس، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نشر ذهن آویز، تهران، 1387، چ شانزدهم، ص 15.
176.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 220.
177.ایران بین دو انقلاب، صص 639 ــ 638.
178.شکل گیری انقلاب اسلامی، صص 222ــ 221.
179.پیشین، ص 224.
180.پیشین.
181.خاطرات دو سفیر (خاطرات جیمی کارتر)، ص 451.
182.ایران بین دو انقلاب، ص 640، نک: شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 225.
183.شکست شاهانه، ص 21.
184.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 225.
185.پیشین، ص 226؛ نک: ایران بین دو انقلاب، ص 640.
186.ایران بین دو انقلاب، ص 640.
187.پیشین. نک: شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 227؛ خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، صص 170ــ 168؛ شکست شاهانه، ص 29.
188.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 227.
189.ایران بین دو انقلاب، ص 641؛ نک: شکست شاهانه، ص 23.
190.ایران بین دو انقلاب، ص 646.
191.تاریخ مستند روابط دو جانبه ایران و ایالات متحده آمریکا، یوناه الکساندر ــ الن نانز، ترجمه: سعیده لطفیان و احمد صادقی، تهران: قومس، چ اول، 1378، ص 667.
192.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 232.
193.پیشین.
194. 444روز، ص 15.
195.ایران بین دو انقلاب، صص 647 ــ 646.
196.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 232.
197.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 209؛ نک: شکست شاهانه، ص 29.
198.شکست شاهانه، ص 29.
199.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 203؛ نک: تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، صص 225ــ 213.
200.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 220.
201.ایران بین دو انقلاب، ص 647.
202.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 233.
203.پیشین، ص 234.
204.پیشین.
205.پیشین، صص 235 ــ 234.
206.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 217.
207.پیشین، ص 209.
208.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 243؛ نک: خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 222.
209.تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 2، صص 367ــ 351.
210.خاطرات دو سفیر (خاطرات ویلیام سولیوان)، ص 156.
211.شکل گیری انقلاب اسلامی، ص 207.
212.از کاخ شاه تا زندان اوین، احسان نراقی، مترجم: سعید آذری، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چ چهارم، 381، ص 128.
213.پاسخ به تاریخ، صص 319ــ 317.
214.پاسخ به تاریخ، ص 3.
215.پاسخ به تاریخ، صص 316ــ 315.
216.شکست شاهانه، ص 22.
217.خاطرات شاهپور بختیار، طرح تاریخ شفاهی ایران، مرکز مطالعات خاورمیانه، دانشگاه هاروارد، ویراستار: حبیب لاجوردی، تهران: زیبا، چ اول، 1380، صص 92ــ 90.
218.خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی، صص 312ــ 311.
219.در خشت خام، گفتگو با احسان نراقی، سیدابراهیم نبوی، تهران: انتشارات جامعه ایرانیان، چ پنجم، بهار 1371، ص 79.
220.پیشین، ص 232.
221.سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، صص 464 ــ 463.

منبع مقاله: فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 36

کپی برداری با ذکر نام گلستان ما بلا مانع می باشد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید